اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

482

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

را فتح نمود و حكومت آن را به الياس بن اسد خراسانى داد و به فسطاط بازگشت و سپس رهسپار عراق شد و جروى و جماعتى از اهل مصر و شام را با خود برد و عيسى بن يزيد جلودى را بحكومت مصر جانشين گذاشت . احمد بن محمد عمرى از اولاد عمر بن خطاب در يمن ياغى شده و محمد بن نافع را بيرون كرده و بر بيت المال دست يافته بود ، پس مامون ، ابو الرازى محمد ابن عبد الحميد را بر يمن حكومت داد و چون ( محمد ) از راه رسيد ، عمرى از در زارى در آمد و امان خواست و محمد بوى امان داد ، سپس ابو الرازى با او مكر كرد و خود و جماعتى از خاندان و فرزندانش را گرفت و آنان را در بند آهن كرد و بدربار مامون فرستاد . و مردم يمن را گرفت تا دو خراج را كه عمرى جمعآورى كرده بود ، بپردازند و نزد ابراهيم بن ابى جعفر حميرى معروف به « مناخى » كه در كوهى سخت دشوار سنگر گرفته بود پيام فرستاد و از وى خواست تا تسليم شود ليكن او تسليم نشد و ناچار محمد بجنگ وى شتافت و چون بكوه رسيد راه تنگى را در پيش گرفت و ابن ابى جعفر بيرون آمد و محمد و جمعى از ياران وى را كشت و گروهى را اسير گرفت و دست و پا بريد و رها كرد و ابراهيم بن ابى جعفر بر يمن دست يافت و شهر حاكمنشين را ويران ساخت و اين حادثه در سال 212 بانجام رسيد . در ذى الحجة همين سال عبد الله بن مالك خزاعى وفات كرد و در اين سال در كرخ آتشسوزى بسيار شد . مامون طاهر بن محمد صنعانى را حكومت ارمنستان و آذربايجان داده بود و بقولى هرثمة بن اعين هنگامى كه رهسپار عراق بود ، از همدان او را فرستاد پس تا ورثان يكى از توابع آذربايجان آمد و از آنجا با فرماندهان ارمنستان و سران سپاهش مكاتبه كرد و در نتيجه براى مامون بيعت كردند و عامل آنجا از طرف مخلوع اسحاق بن سليمان بود ، و عمرو حزون و نرسى و عبد الرحمان بطريق اران و جماعتى از بطريقان همراه وى بودند و به قصد حمله بر مردم برذعه كه پسرش را